پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱۱

نمی شود سخن راست در دهان پنهان

که تیر را نکند خانه کمان پنهان

به دل مساز نهان عشق را که ممکن نیست

که مه شود به سراپرده کتان پنهان

نمی کنم هوس طول عمر، تا شد خضر

ز شرم زندگی از چشم مردمان پنهان

به آب خضر نسازم سیه نظر، تا هست

عقیق صبر مرا در ته زبان پنهان

مبین به چشم حقارت شکسته رنگان را

که هست طرفه بهاری درین خزان پنهان

هجوم خلق نگردد حجاب هستی حق

ز کثرت رمه کی می شود شبان پنهان؟

برون میار ز دل زینهار ریشه غم

که خنده هاست درین شاخ زعفران پنهان

حجاب مصرع برجسته نیست طول غزل

کجا به زلف شود موی آن میان پنهان؟

حجاب آن تن سیمین لباس کی گردد

ترا که مغز نباشد در استخوان پنهان

چو آفتاب ز خلق است نور حق ظاهر

چگونه یوسف گردد به کاروان پنهان؟

فروغ شمع مرا لامکان احاطه نکرد

مرا چگونه کند طاس آسمان پنهان؟

ز شرم ناله من جمله بلبلان صائب

شدند در خس و خاشاک آشیان پنهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۱۳به آه گرم ز خود پاک می توان رفتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۱۴سخن ز مهر و وفا با تو بی وفا گفتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۱۵به درد و داغ توان گشت کامیاب سخن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۱۶گشوده است در فیض رخنه دیوار
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۱۷خوش است مشق قناعت ز بوریا کردن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۱۸ز دور تا بتوان سیر گلستان کردن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۱۹گرفتم این که نظر باز می توان کردن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۲۰ز عشق صبر تمنا نمی توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.