پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱۸

ز دور تا بتوان سیر گلستان کردن

به شاخ گل ز ادب نیست آشیان کردن

چو بوی گل ز در بسته می رسد به مشام

چه لازم است تملق به باغبان کردن؟

دل تو نرم به افسون ما کجا گردد؟

که خط ترا نتوانست مهربان کردن

نهان چگونه کنم عشق را، که ممکن نیست

به پنبه آتش سوزنده را نهان کردن

ز عارفان نظربسته از جهان، آید

به چشم بسته نگهبانی جهان کردن

ز روزگار جوانی تو دلپذیرتری

ترا چگونه فراموش می توان کردن؟

دلی است نرم مرا چون طلای دست افشار

چرا به سنگ محک باید امتحان کردن؟

ز شوق مرحله پیمای عشق می آید

چو کبک کوه گرانسنگ را روان کردن

به کیمیای اثر می توان درین عالم

دو روزه هستی خود عمر جاودان کردن

به خون مرده بود نیشتر زدن صائب

به بی غمان، سخن عشق را بیان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲۰ز عشق صبر تمنا نمی توان کردن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲۱خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲۲مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲۳زکات صحت جسم است خسته پرسیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲۴خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۲۵ز سینه غم به می ناب می توان چیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۲۶مباش درصدد بی شمار خندیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۲۷مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.