پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۷

مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن

چراغ زنده دلان را کند خدا روشن

ملایمت ز طمع پیشگان به آن ماند

که شمع موم به منزل کند گدا روشن

همیشه بخت سیه روز در میانم داشت

مرا چو شمع نگردید پیش پا روشن

اگر چه هست کدورت میان چشم و غبار

شد از غبار خط او سواد ما روشن

به غور معنی نازک رسند صافدلان

هلال چهره نماید چو شد هوا روشن

امید هست که چشم بصارت صائب

شود ز خاک در شاه اولیا روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲۹ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳۲نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳۳به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳۴شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۵حضور می طلبی سینه را مصفا کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۶بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.