پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۸

چنان که سرمه سواد نظر کند روشن

مرا نظاره خط چشم تر کند روشن

به نور عقل نبردیم ره ز خود بیرون

مگر که عشق چراغ دگر کند روشن

تأمل آینه پرداز فکر ناصاف است

که آب خود ز ستادن گهر کند روشن

به هیچ وجه نگردد خموش، هر که چو لعل

چراغ خویش به خون جگر کند روشن

اگر چه آینه را آب می کند تاریک

دل سیاه مرا چشم تر کند روشن

چو آفتاب نمیرد چراغ زنده دلی

که شمع خویش به آه سحر کند روشن

ز صدهزار پسر همچو ماه مصر یکی

چنان شود که چراغ پدر کن روشن

حریف پرتو منت نمی شود صائب

ز آه خانه خود را مگر کند روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳۲نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳۳به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳۴شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳۵حضور می طلبی سینه را مصفا کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۶بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۷دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.