پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۳۱

رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن

که دیده است ز یک شمع نه لگن روشن؟

اگر چراغ سهیل از نسیم کشته شود

توان نمودن از سیب آن ذقن روشن

عجب نباشد اگر سرنوشت خوان شده ام

که گشت از خط ساغر سواد من روشن

ستاره سوختگی خال چهره سخن است

ز نقطه ریزی کلک است این سخن روشن

توان ز زخم گرفتن عیار جوهر تیغ

ز جوی شیر بود حال کوهکن روشن

که ره برون ز نهانخانه عدم می برد؟

نگشته صبح شکرخند ازان دهن روشن

چراغ دل ز جگر گوشه روشنی گیرد

شد از عقیق لبت دیده یمن روشن

حدیث راست منور کند جهان صائب

ز روی صبح بود صدق این سخن روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۳۳به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳۴شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳۵حضور می طلبی سینه را مصفا کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳۶بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳۷دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳۸ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۹کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴۰قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.