پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴۰

قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن

بکش به جیب سر خود کلاهداری کن

به هر چه می کشدت دل درین سرای سپنج

به تیغ قطع تعلق نگاهداری کن

نهاده اند ترا لوح خاک ازان به کنار

که گوشه ای بنشین مشق خاکساری کن

گرت هواست که در وصل آفتاب رسی

به وقت صبح چو گردون ستاره باری کن

به کوه، موجه دریا چه می کند صائب؟

علاج خصم سبکسر به بردباری کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴۲به هر چه رنگ کنی می شود سفید آخر
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۴۳ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۴۴هوای جام صبوح و می شبانه مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۴۵صبا برون نرود از غبار خاطر من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴۶زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴۷به تن علاقه ندارد روان ساده من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴۸اگر به سوخته جانی رسد شراره من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴۹ز جوش نشأه به تنگ آمده است شیشه من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.