پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴۶

زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من

شود سپهر زمین گیر از آرمیدن من

شکوه دانه من تا به آسمان چه کند

دو نیم شد جگر خاک از دمیدن من

گذشت عمر به خامی، مگر قضا افکند

به آفتاب قیامت ثمر رسیدن من؟

توان شنیدن آواز حلقه در مرگ

اگر گران نبود گوش از خمیدن من

هزار مرحله را چون جرس دل شبها

توان برید به آواز دل تپیدن من

مرا چو آبله بگذار تا شوم پامال

نمی رسد چو به کس فیضی از رسیدن من

فغان که زیر فلک نیست آنقدر میدان

که داد وحشت خاطر دهد رمیدن من

هزار فتنه خوابیده چون شراب کهن

نهفته است در آغوش آرمیدن من

درین ریاض چو چشم آن ضعیف پروازم

که برگ کاه شود مانع پریدن من

ز ریشه کند دو صد سرو پای در گل را

به جستجوی تو از خود برون دویدن من

مرا چو صبح به دست دعا نگه دارید

که روشن است جهان از نفس کشیدن من

حیات من به تماشای گلعذاران است

ز راه چشم چو شبنم بود چریدن من

ز بوریا نتوان شعله را به دام کشید

قفس چگونه شود مانع پریدن من؟

چه شد که گوش به حرفم نکرد، می دانم

که هست گوش بر آواز دل تپیدن من

عیار آن لب شیرین و ساعد سیمین

توان گرفتن از دست و لب گزیدن من

ز بس که تلخی دوران کشیده ام صائب

دهان مار شود تلخ از گزیدن من

من آن رمیده غزالم درین جهان صائب

که در جدایی خلق است آرمیدن من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴۸اگر به سوخته جانی رسد شراره من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۴۹ز جوش نشأه به تنگ آمده است شیشه من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۵۰هلاک جلوه برق است آشیانه من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۵۱شده است در همه عالم سمر غریبی من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۵۲رحیم شد دل دشمن ز ناتوانی من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۵۳کسی که می نهد از حد خود قدم بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۵۴ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۵۵لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.