پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴۸

اگر به سوخته جانی رسد شراره من

امید هست که روشن شود ستاره من

به گریه ربط من امروز نیست، کز طفلی

ز اشک، تخت روان بود گاهواره من

میا به دیدنم ای سنگدل برای خدا

که خون شود جگر سنگ از نظاره من

ز سقف پست خطرهاست سربلندان را

مگر پیاده شود همت سواره من

نشد گشاده ز دل عقده ای مرا، هر چند

ز سبحه گرد برآورد استخاره من

خراب می شوی، از پیش راه من برخیز

که کار سیل کند مستی گذاره من

به نور ماه مرا نیست حاجتی صائب

که پاره دل خویش است ماهپاره من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۵۰هلاک جلوه برق است آشیانه من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۵۱شده است در همه عالم سمر غریبی من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۵۲رحیم شد دل دشمن ز ناتوانی من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۵۳کسی که می نهد از حد خود قدم بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۵۴ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۵۵لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۵۶غم حریص ز دینار می شود افزون
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۵۷ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.