پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۵۷

ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین

ز نقش راست نگردد سیاه روی نگین

گهر اگر چه عزیزست هر کجا باشد

بود به خانه خود بیش آبروی نگین

بلند نامی غربت زیاده از وطن است

که پشت نقش بود در نگین به روی نگین

نیاز خود نبرد پیش غیر، پاک گهر

بود به آب رخ خویشتن وضوی نگین

ز قرب، رزق نگردد نصیب بی قسمت

که هست در جگر آب خشک، جوی نگین

توان به زحمت بسیار نامدار شدن

که پشت خاتم خم شد به جستجوی نگین

ز بخت تیره نتابند نامجویان روی

که گردد از سیهی راست گفتگوی نگین

خیال لعل تو هم می رود ز دل بیرون

اگر رود ز نگین خانه آرزوی نگین

ز آرزو دل ما ساده می شود صائب

به دست محو شود نقش اگر ز روی نگین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۵۹در آتش است نعل می ناب دیگران
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۶۰خون دل است باده گلفام عاشقان
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶۱چرخ مقوس است ترا خانه کمان
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۶۲گشتم غبار و غیرت ناورد من همان
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۶۳مژگان او ز سنگ کند جوی خون روان
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۶۴چند ای دل غمین به مداران گریستن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۶۵خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۶۶امروز رخ نشسته به خون جگر سخن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.