پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶۲

گشتم غبار و غیرت ناورد من همان

در چشم خصم خاک زند گرد من همان

میخانه را به آب رسانید ساغرم

گل می کند خزان ز رخ زرد من همان

صبح قیامت از تب خورشید شد خلاص

از استخوان برون نرود درد من همان

دارم چو صبح اگر چه به بر آفتاب را

خون می تراود از نفس سرد من همان

با بحر اگر چه دست در آغوش کرده است

چون موج می تپد دل بی درد من همان

صائب اگر چه کرد برابر مرا به خاک

دارد سپهر دون سر ناورد من همان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۶۴چند ای دل غمین به مداران گریستن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۶۵خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶۶امروز رخ نشسته به خون جگر سخن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۶۷بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۶۸پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۶۹خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷۰دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷۱دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.