پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶۳

مژگان او ز سنگ کند جوی خون روان

از سنگ این خدنگ کند جوی خون روان

آن بلبلم که دیدن بال شکسته ام

از چشم سخت سنگ کند جوی خون روان

از ناخن شکسته چه آید، که این گره

الماس را ز چنگ کند جوی خون روان

رخسار او دو آتشه چون گردد از شراب

یاقوت را ز رنگ کند جوی خون روان

زلف مسلسل تو ز بسیاری گره

شمشاد را ز چنگ کند جوی خون روان

بر هر زمین که بگذرد ابرو کمان من

با قد چون خدنگ کند جوی خون روان

از دیده نظارگیان سرو ناز من

از روی لاله رنگ کند جوی خون روان

دلهای پینه بسته ابنای روزگار

از ناخن پلنگ کند جوی خون روان

با کشتی شکسته ما تا چها کند

بحری که از نهنگ کند جوی خون روان

فریاد دلخراش تو صائب ز روی درد

از سنگ بی درنگ کند جوی خون روان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۶۵خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۶۶امروز رخ نشسته به خون جگر سخن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶۷بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۶۸پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۶۹خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷۰دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷۱دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷۲دل را به آتش نفس گرم آب کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.