پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۷۲

دل را به آتش نفس گرم آب کن

ای غافل از خزان گل خود را گلاب کن

چون شعله خوش برآی به دلهای خونچکان

نقل و شراب خویش ز اشک کباب کن

از عمر هر نفس که به افسوس بگذرد

صبح امید خویش همان را حساب کن

ویرانه را چه فرش به از نور آفتاب؟

تعمیر دل به ساغر چون آفتاب کن

در شیشه کرده است ترا آسمان چو دیو

این شیشه خانه را به دم گرم آب کن

بر خاطر لطیف بزرگان مشو گران

لنگر درین محیط به قدر حباب کن

تنهائیت مباد به عصیان کند دلیر

از خود فزون ز مردم دیگر حجاب کن

شمع از برای سوختن و راه رفتن است

دل را نداده اند که بالین خراب کن

عاجز بود ز حفظ عنان دست رعشه دار

تا ممکن است توبه ز می در شباب کن

این رنگهای عاریتی نیست پایدار

موی سفید را ز دل خود خضاب کن

پیش فلک شکایت شبهای خود مبر

صبح از بیاض گردن او انتخاب کن

بی ابر مشکل است تماشای آفتاب

صائب نظاره رخ او در نقاب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۷۴از آب زندگی به شراب التفات کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۷۵چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۷۶ساقی دمید صبح، علاج خمار کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷۷مژگان خود به اشک جگرگون طراز کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۷۸یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷۹عمر عزیز را به می ناب صرف کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۸۰پیش از وصال، ترک تمنای خام کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۸۱دل از گناه پاک چو دارالسلام کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.