پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸۱

دل از گناه پاک چو دارالسلام کن

خاک سیاه بر سر مینا و جام کن

چون برق، ذوق باده بود پای در رکاب

عیش مدام خواهی، ترک مدام کن

خواهی چو شعله چشم و چراغ جهان شوی

در پیش پای هر خس و خاری قیام کن

آب حیات در ظلمات است، زینهار

مانند شمع در دل شبها قیام کن

چون سرو پا به دامن آزادگی بکش

آنگاه در بهشت فراغت خرام کن

در زیر زلف یأس بود چهره امید

هر جا دلت فرود نیاید مقام کن

آب حیات دولت فانی است نام نیک

این دولت دو روزه خود مستدام کن

هر چند ناله تو کند دانه را سپند

ای مرغ خوش نوا، حذر از چشم دام کن

ما خون گرم خویش حلال تو کرده ایم

خواهی به شیشه افکن و خواهی به جام کن

بزم شراب، بی مزه بوسه ناقص است

پیش آی و عیش ناقص ما را تمام کن

خواهی که بر رخ تو در فیض وا شود

چون صائب اقتدا به حدیث و کلام کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۸۳از خود برون نرفته هوای سفر مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۸۴غیرت کن و ز آه برافروز شمع خویش
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۸۵بیجا سخن چو طوطی شکرشکن مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۸۶عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۸۷در بیخودی گذشت زمان شباب من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۸۸بارست خنده بر دل کلفت پرست من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۸۹در کاسه سپهر کند خاک گرد من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹۰یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.