پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸۸

بارست خنده بر دل کلفت پرست من

پر خون بود دهان گل از پشت دست من

مینا زبان مار شود در شکستگی

رحم است بر کسی که بود در شکست من

قمری بود ز حلقه به گوشان سرو و من

آن قمریم که سرو بود پای بست من

گیرنده تر ز دست شده است آستین من

اکنون که رفته دامن فرصت ز دست من

در بزم وصل از من بی دل اثر مجو

کز خود تمام برده مرا نیم مست من

تا خط عنبرین نکند نامه اش سیاه

ایمان نیاورد به خدا خودپرست من

آتش به زیر پاست چو شبنم مرا ز گل

شوید اگر چه گرد ز دلها نشست من

یک بار تیر من به غلط بر هدف نخورد

با آن که می برد کجی از تیر، شست من

هر نخل سرکشی که درین سبز طارم است

از زور می چو تاک بود زیردست من

دیگر غبار دامن هیچ آشنا نشد

تا آشنا به دامن شب گشت دست من

چون موج در خم خس و خاشاک نیستم

صائب نهنگ می کشد از بحر شست من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۹۰یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۹۱همچشم آبله است دل اشکبار من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹۲دایم به یک قرار بود مشت خار من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۹۳دلدار رفت و برد دل خاکسار من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۹۴دل کی رسد به وصل تو ای سروناز من؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۹۵چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۹۶موقوف انقطاع بود اتصال من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹۷دل می برد ز قند مکرر کلام من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.