پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۹۵

چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من

کز ابر نوبهار شود تازه داغ من

منت کند سیاه، دل روشن مرا

دست حمایت است نفس بر چراغ من

از خرقه داغهای مرا می توان شمرد

دیوار نیست مانع گلگشت باغ من

مجنون من ز وصل لباسی است بی نیاز

ورنه سیاه خیمه لیلی است داغ من

نومید چون ز توبه سنگین خود شوم؟

کز سنگ همچو لاله برآید ایاغ من

از بوستان به برگ خزان دیده ای خوشم

تر می شود به نامه خشکی دماغ من

زنگ از دلم به باده گلگون نمی رود

دایم چو لاله زیر سیاهی است داغ من

شیرین لبان به رخصت من آب می خورند

میراب جوی شیر بود سنگداغ من

گر آب زندگی عوض می به من دهند

چون لاله خون مرده شود در ایاغ من

از خویش رفته را نتوان نقش پای یافت

سرگشته آن کسی که بود در سراغ من

صائب گذشته ام ز سر خویش عمرهاست

بر خود ز باد صبح نلرزد چراغ من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۹۷دل می برد ز قند مکرر کلام من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۹۸از دستبرد ناله آتش زبان من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹۹فیض نسیم صبح بود با فغان من
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۰۰در روز حشر سایه کوه گناه من
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۰۱گمراه شد ز غفلت من رهنمای من
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۰۲آرد به وجد سوختگان را نوای من
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۰۳شد خشک از گشودن لب آبروی من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۰۴نازکترست از رگ جان گفتگوی من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.