پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰۲

آرد به وجد سوختگان را نوای من

مردافکن است باده مردآزمای من

دلهای خامسوز چه داند که چون کباب

خون می چکد ز ناله دردآشنای من

در هر دلی که نیست در او کوه درد و غم

صورت پذیر نیست که پیچید صدای من

سیلی که پشت پای زند هر دو کون را

خونابه ای است از دل بی مدعای من

از گنج نامه پی به سر گنج می برند

پیداست دلشکستگی از بوریای من

چون صبحدم فروغ من از نور راستی است

چشم ستاره محو شود در صفای من

چشم دلم به خرمن دونان نمی پرد

بر کهکشان بود نظر کهربای من

صائب همان زمان جگرم ریش می شود

خاری اگر شکسته شود زیر پای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰۴نازکترست از رگ جان گفتگوی من
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۰۵زین گریه ها که هست گره در گلوی من
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۰۶هر شبنمی است دیده بینا درین چمن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۰۷گریان ز کوی او دل ما می رود برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۰۸از تن خجل ز شرم گنه رفت جان برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۰۹هر تیره دل کجا شنود بوی پیرهن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۱۰افشان خال بر رخ آن دلربا ببین
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱۱در انتهای کار خود از ابتدا ببین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.