پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰۱

گمراه شد ز غفلت من رهنمای من

گردید میل چشم عصاکش عصای من

پیدا نشد کسی که به فریاد من رسد

در شیشه ماند باده مردآزمای من

از دست خود بود چو سبو متکا مرا

پهلوی خشک خویش بود بوریای من

تا سر کشیده ام به گریبان بی خودی

چون پای خم به گنج فرورفته پای من

همصحبت خسیس کند نفس را خسیس

پهلو تهی ز کاه کند کهربای من

از بس گداخته است مرا داغ تشنگی

موج سراب سلسله گردد به پای من

هر بی جگر به من نتواند طرف شدن

برخاستن بود ز سر جان لوای من

آسوده تر ز دیده قربانیان شده است

از ترک آرزو دل بی مدعای من

چون آتش است در شب تاریک رهنما

گم گشتگان بادیه را نقش پای من

خاک مرا به اشک ندامت سرشته اند

با چشم سازگار بود توتیای من

صائب به غیر سیه پرجوش عشق نیست

امروز ساغری که شود غم زدای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰۳شد خشک از گشودن لب آبروی من
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۰۴نازکترست از رگ جان گفتگوی من
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۰۵زین گریه ها که هست گره در گلوی من
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۰۶هر شبنمی است دیده بینا درین چمن
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۰۷گریان ز کوی او دل ما می رود برون
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۰۸از تن خجل ز شرم گنه رفت جان برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۰۹هر تیره دل کجا شنود بوی پیرهن؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱۰افشان خال بر رخ آن دلربا ببین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.