پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰۷

گریان ز کوی او دل ما می رود برون

زین باغ، آب رو به قفا می رود برون

رفتی و رفت روشنی از چشم و دل مرا

با میهمان ز خانه صفا می رود برون

گر درد استخوان رود از مغز بوریا

درد از دل شکسته ما می رود برون

بر رنگ و بوی عالم امکان مبند دل

کز دست همچو رنگ حنا می رود برون

بلبل چگونه بال گشاید درین چمن

کز جوش گل نسیم صبا می رود برون

دل را نجات داد ز زندان جسم، عشق

خون مشک چو شود ز ختا می رود برون

یک ساعت است گرمی هنگامه هوس

زود از سر حباب هوا می رود برون

از سختی زمانه شود چرب نرم دل

نخوت به استخوان ز هما می رود برون

این رعشه ای که در تن ما پی فشرده است

زود این کمان ز قبضه ما می رود برون

آرام نیست موی بر آتش فکنده را

از زلف پیچ و تاب کجا می رود برون

از رهروان عشق مجویید کجروی

کی راست ز تیر قضا می رود برون؟

سهل است اگر به باد رود نقد جان ما

قارون ز کوی عشق گدا می رود برون

صائب ز هر طرف که صدایی شود بلند

از خود دل رمیده دل می رود برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰۹هر تیره دل کجا شنود بوی پیرهن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱۰افشان خال بر رخ آن دلربا ببین
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۱۱در انتهای کار خود از ابتدا ببین
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۱۲آن چشم مست و غمزه هشیار را ببین
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۱۳ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۱۴بی درد مشکل است سخن گفتن این چنین
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۱۵با درد بود صاف دل ساغر مستان
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱۶صاف است به گردون دل بی کینه مستان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.