پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۱۶

صاف است به گردون دل بی کینه مستان

زنگار نگیرد به خود آیینه مستان

در آینه هر نقش کجی راست نماید

کین مهر شود در دل بی کینه مستان

آیینه ز خاکستر اگر نور پذیرد

از دردکشی صاف شود سینه مستان

در گلشن وحدت گل رعنا نتوان یافت

یکرنگ بود شنبه و آدینه مستان

در ناف غزالان ختن مشک نهان است

غافل مشو از خرقه پشمینه مستان

گنجوری گوهر طلبد حوصله بحر

هر دل نشود محرم گنجینه مستان

جامی که توان دید در او راز جهان را

در عالم ایجاد بود سینه مستان

سرپنجه خورشید به شبنم نتوان تافت

دل صاف کن ای محتسب از کینه مستان

حسنی که ز خط بر سر انصاف نیاید

بی فیض بود چون شب آدینه مستان

صائب پی روشن گهران گیر که زنگار

طوطی شود از پرتو آیینه مستان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۱۸حیرت زدگان را نشود خواب پریشان
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱۹سیلاب حواس است نظرهای پریشان
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲۰از ریگ توان روغن بادام گرفتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۲۱گر محو ز خاطر شود اندیشه مردن
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۲۲بی آب نگردد گهر حسن ز دیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۲۳خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۲۴اندیشه زاد از سر بی مغز بدر کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۲۵در عشق اگر صادقی از قرب حذر کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.