پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۲۴

اندیشه زاد از سر بی مغز بدر کن

چون ماه تمام از دل خود زادسفر کن

شکرانه بیداری ازین راه مروتند

هر خفته که یابی، به سر پای خبر کن

چون همت آزاده روان بدرقه توست

با اسب نی از آتش سوزنده گذر کن

مقراض ره دور، نظرهای بلندست

قطع نظر از مردم کوتاه نظر کن

کوتاهی ره در قدم فرد روان است

نقش قدم قافله را خاک به سر کن

تا با جگر تشنه توان راه بریدن

مردانه سر از روزن خورشید به در کن

در دامن ساحل چه بود غیر خس و خار

یک چند سفر در دل دریای خطر کن

چون گل، سخن نغمه سرایان چمن را

زین گوش چو بشنیدی، ازان گوش بدر کن

زان پیش که صحبت اثر خود بنماید

صائب ز حریفان دغا باز حذر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۲۶دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۲۷از زلف پر از پیچ و خم یار حذر کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲۸جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۲۹ای دل به خرابات حقیقت گذری کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۳۰لب تشنگی حرص ندارد جگر من
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۳۱هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳۲از داغ بود چهره افروخته من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳۳یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.