پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۳۰

لب تشنگی حرص ندارد جگر من

خشک از قدح شیر برآید شکر من

در مشرب جان سختی من رطل گران است

هر سنگ که از حادثه آید به سر من

از مشرق مغرب گل خورشید برآمد

در خواب بهارست نسیم سحر من

چون ریگ روان منزل من پا به رکاب است

هر سست عنانی نشود همسفر من

در خانه و صحراست به لطف تو امیدم

ای خانه نگهدار من و همسفر من

زان زخم نمایان که ز تیغ تو ربودم

افتاد خیابان بهشت از نظر من

در حسرت یک مصرع پرواز بلندست

مجموعه برهم زده بال و پر من

مکتوب وفا در بغلم زنگ برآورد

در بیضه عنقاست مگر نامه بر من؟

صائب منم امروز که در نه صدف چرخ

پیدا نتوان کرد کسی هم گهر من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۳۲از داغ بود چهره افروخته من
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۳۳یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۳۴اشکی که از ندامت ریزند باده خواران
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳۵دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۳۶چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۳۷ای قامت بلندت معراج آفریدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳۸ای خطت رهنمای سوختگان
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳۹گوشه آن نقاب را بشکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.