پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۳۳

یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان

در ملک بی نشانی خود را به نام گردان

کار جهان تمامی هرگز نمی پذیرد

پیش از تمامی عمر خود را تمام گردان

سودای آب حیوان بیم زیان ندارد

عمر سبک عنان را صرف مدام گردان

در یک جهان مکرر نتوان معاش کردن

خود را جهان دیگر از یک دو جام گردان

از صحبت لئیمان چون برق و باد بگریز

اوقات چون گرامی است صرف کرام گردان

از بندگی به شاهی راهی است چون کف دست

آزاده ای چو یابی خود را غلام گردان

چون دور هستی ما ساقی به آخر آید

بر گرد باده ما را چون خط جام گردان

یک نیم مست مگذار ساقی درین خرابات

هر ماه نو که سر زد ماه تمام گردان

دست از رکاب همت کوته مکن چو صائب

نه توسن فلک را با خویش رام گردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۳۵دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۳۶چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۳۷ای قامت بلندت معراج آفریدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳۸ای خطت رهنمای سوختگان
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۳۹گوشه آن نقاب را بشکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۴۰مکن منع تماشایی ز دیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۴۱رهن می ناب شد، جبه و دستار من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۴۲پاک کن از لوح جهان زنگ من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.