پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۲۸

جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟

بردار لب از ساغر و خون در دل می کن

بر کشتی می نامه نی باد مرادست

ای مطرب کوتاه نفس، باد به نی کن

تا چند پی کبک به کهسار برآیی؟

در پای خم امروز شکار بط می کن

تا روی کند عیش و طرب، پشت به خم ده

تا پشت کند محنت و غم، روی به می کن

هان خضر، تو آب در میخانه بیفشان

هان ای دم عیسی، تو هواداری نی کن

یک جرعه بر این خاک سیه کاسه بیفشان

قارونکده خاک پر از حاتم طی کن

سنگ کف طفلان حشم زنگ برآورد

بی درد، ز صحرای جنن روی به حی کن

صائب همه کس گوش به فریاد تو دارد

یک ناله جانسوز درین بزم چو نی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۳۰لب تشنگی حرص ندارد جگر من
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۳۱هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۳۲از داغ بود چهره افروخته من
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳۳یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۳۴اشکی که از ندامت ریزند باده خواران
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۳۵دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳۶چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳۷ای قامت بلندت معراج آفریدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.