پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۲۳

خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن

آن باده گلرنگ ازین شیشه طلب کن

آن شان عسل را که در آفاق نگنجد

از پرده زنبوری اندیشه طلب کن

از جذبه آهن شرر از سنگ برآید

دل سخت چو گردید دم از تیشه طلب کن

با مرکب چوبین نتوان رفت به جایی

بال و پری از برق درین بیشه طلب کن

سرمایه تشویش بود ملک سلیمان

وحدت ز پریخانه اندیشه طلب کن

از دل طلب آن گنج که در عالم گل نیست

در قاف چو نبود پری از شیشه طلب کن

صائب نکند حرف اثر در دل سنگین

جایی که توان برد فرو ریشه طلب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۲۵در عشق اگر صادقی از قرب حذر کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۲۶دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲۷از زلف پر از پیچ و خم یار حذر کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۲۸جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۲۹ای دل به خرابات حقیقت گذری کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۳۰لب تشنگی حرص ندارد جگر من
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳۱هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳۲از داغ بود چهره افروخته من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.