پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۲۲

بی آب نگردد گهر حسن ز دیدن

باریک نگردد لب ساغر ز مکیدن

تا در دل صیاد، تمنای شکارست

از خاطر آهو نجهد فکر رمیدن

چون تیر گذشت از نظر آن سرو خرامان

آیین خدنگ است به دنبال ندیدن

آگاهی ما در گرو بی خبری نیست

خواب از سر ما می پرد از چشم پریدن

طول سفر عشق ز دل واپسی ماست

کوته شود این راه ز دنبال ندیدن

از وصل تسلی نشدن لازم عشق است

آرام نگیرد دل دریا ز تپیدن

فریاد که چون شمع درین محفل افسوس

عمرم به سر آمد به سرانگشت گزیدن

ارباب دل از تیغ اجل رنگ نبازند

بر خویش نلرزد گل این باغ ز چیدن

چون زهر چرا سبز نگردد سخن من؟

گوشم دهن مار شد از تلخ شنیدن

صائب چو سخن سر کند از مولوی روم

شیران بنیارند در آن دشت چریدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۲۴اندیشه زاد از سر بی مغز بدر کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۲۵در عشق اگر صادقی از قرب حذر کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲۶دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۲۷از زلف پر از پیچ و خم یار حذر کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۲۸جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۲۹ای دل به خرابات حقیقت گذری کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳۰لب تشنگی حرص ندارد جگر من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳۱هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.