پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۲۱

گر محو ز خاطر شود اندیشه مردن

ممکن بود از دل غم صدساله ستردن

هر مایده از خوردن بسیار شود کم

جز مایده غم که شود بیش ز خوردن

ابرام محال است به امساک برآید

نتوان عرق از سنگ گرفتن به فشردن

در عالم انصاف ز مردان حسابی است

آن را که به انگشت توان عیب شمردن!

پر گوهر شهوار کند درج دهن را

دندان تأسف به لب خویش فشردن

در قبض ز بسط است فزون بهره سالک

گردید گهر قطره باران ز فسردن

خالی به کشیدن نشد از آه، دل من

از آینه جوهر نشود کم به ستردن

اول ثمر پیشرسش عمر دوباره است

دم را چو دم صبح به خورشید سپردن

از دست نوازش تپش دل نشود کم

ساکن نشود زلزله از پای فشردن

صائب به زر و سیم تسلی نشود حرص

آتش چه خیال است شود سیر ز خوردن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۲۳خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۲۴اندیشه زاد از سر بی مغز بدر کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲۵در عشق اگر صادقی از قرب حذر کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۲۶دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۲۷از زلف پر از پیچ و خم یار حذر کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۲۸جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۲۹ای دل به خرابات حقیقت گذری کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳۰لب تشنگی حرص ندارد جگر من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.