پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۲۶

دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن

زنهار ازین دزد کمربسته حذر کن

در رشته بی طاقت جان تاب نمانده است

شیرازه اوراق دل آن موی کمر کن

دزدان دل شب دست به تاراج برآرند

در دور خط از خال رخ یار حذر کن

از دامن خواهش بفشان گرد تعلق

چون موج میان باز به دریای خطر کن

تا افسر شاهان جهان تخت تو گردد

از بحر به یک قطره قناعت چو گهر کن

در قبضه خاک آن گهر پاک نگنجد

گر عارفی از کعبه و بتخانه گذر کن

کمتر نتوان بود درین باغ ز شبنم

صائب سری از روزن خورشید بدر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۲۸جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۲۹ای دل به خرابات حقیقت گذری کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۳۰لب تشنگی حرص ندارد جگر من
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳۱هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۳۲از داغ بود چهره افروخته من
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۳۳یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۳۴اشکی که از ندامت ریزند باده خواران
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳۵دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.