پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۱۰

افشان خال بر رخ آن دلربا ببین

در روز اگر ستاره ندیدی بیا ببین

با غیر التفات نماید به رغم من

در مدعی نظر کن و در مدعا ببین

بیمار را چو پرسش بیمار رسم نیست

گاهی به چشم خویشتن از چشم ما ببین

تا کی توان به مردم بیگانه شد طرف؟

گاهی به سهو هم طرف آشنا ببین

با قامت تو سرو به دعوی برآمده است

ترکیب را نظر کن و اندام را ببین!

صائب حریف آه ندامت نمی شوی

در ابتدا به عاقبت کارها ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۱۲آن چشم مست و غمزه هشیار را ببین
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱۳ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۱۴بی درد مشکل است سخن گفتن این چنین
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۱۵با درد بود صاف دل ساغر مستان
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۱۶صاف است به گردون دل بی کینه مستان
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۱۷تا از خودی خود نبریدند عزیزان
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۱۸حیرت زدگان را نشود خواب پریشان
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱۹سیلاب حواس است نظرهای پریشان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.