پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۱۳

ما از صفای سینه بی کینه بر زمین

مالیده ایم چهره آیینه بر زمین

از راه خلق مطلب ما خار چیدن است

گر می کشیم خرقه پشمینه بر زمین

آن خودپرست اگر نه گرفتار خود شده است

از دست چون نمی نهد آیینه بر زمین؟

می گشتمش چو کعبه به اخلاص گردسر

می یافتم اگر دل بی کینه بر زمین

در وصف خط او نرسد پای کلک من

چون پای کودکان شب آدینه بر زمین

عالم فروز گردد اگر آه گرم من

دریا نهد چو تشنه لبان سینه بر زمین

صائب درین زمانه ز پیران زنده دل

یک تن نمانده جز می دیرینه بر زمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۱۵با درد بود صاف دل ساغر مستان
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱۶صاف است به گردون دل بی کینه مستان
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۱۷تا از خودی خود نبریدند عزیزان
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۱۸حیرت زدگان را نشود خواب پریشان
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۱۹سیلاب حواس است نظرهای پریشان
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۲۰از ریگ توان روغن بادام گرفتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۲۱گر محو ز خاطر شود اندیشه مردن
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۲۲بی آب نگردد گهر حسن ز دیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.