پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰۶

هر شبنمی است دیده بینا درین چمن

زنهار ناشمرده منه پا درین چمن

آیینه تو زنگ گرفته است، ورنه هست

هر برگ سبز طوطی گویا درین چمن

چون بوی گل جریده روان شو که کرده است

هر غنچه برگ عیش مهیا درین چمن

حاجت به باده نیست که از سرو و گل، بهار

آماده است ساغر و مینا درین چمن

از برگ گل که هر طرفی باد می برد

در گردش است ساغر صهبا درین چمن

از لاله نوبهار سبکدست کرده است

چندین هزار پیشه مهیا درین چمن

از ساغری چو لاله سیه مست می شود

هر کس که در خمار نهد پا درین چمن

گردد به گرد باغ ز بیرون در نسیم

از جوش گل نمانده ز بس جا درین چمن

تنگ است بس که جای نشستن ز جوش گل

استاده است سرو به یک پا درین چمن

در را مبند ای چمن آرا که جوش گل

نگذاشته است راه تماشا درین چمن

در اولین پیاله دوبالاست نشأه اش

آن را که هست ساقی رعنا درین چمن

پای سفر کراست، که هر شاخ سنبلی

آماده است سلسله پا درین چمن

آب روان چو آینه گردیده است خشک

از حیرت نظاره گلها درین چمن

از اتحاد عاشق و معشوق می دهد

یادی نظاره گل رعنا درین چمن

از طوق قمریان شده سر تا به پای چشم

هر سرو در هوای تماشا درین چمن

افتد ز صبح مرغ سحرخیز در غلط

از خنده شکوفه به شبها درین چمن

طاوس از نظاره گلهای رنگ رنگ

خجلت ز پر فزون کشد از پا درین چمن

نشو و نما ترقی اگر این چنین کند

بالد چو سرو سبزه مینا درین چمن

هر برگ گل شده است ز شبنم تمام چشم

دارد ز بس که ذوق تماشا درین چمن

چون مست سربرهنه نسازد، که برگرفت

جوش نشاط پنبه ز مینا درین چمن

مطرب چه حاجت است، که از شور بلبلان

گلبانگ عشرت است مهیا درین چمن

کیفیت از هوا چو می ناب می چکد

صائب چه حاجت است به صهبا درین چمن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰۸از تن خجل ز شرم گنه رفت جان برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۰۹هر تیره دل کجا شنود بوی پیرهن؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۱۰افشان خال بر رخ آن دلربا ببین
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۱۱در انتهای کار خود از ابتدا ببین
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۱۲آن چشم مست و غمزه هشیار را ببین
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۱۳ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۱۴بی درد مشکل است سخن گفتن این چنین
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱۵با درد بود صاف دل ساغر مستان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.