پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰۵

زین گریه ها که هست گره در گلوی من

پیدا شود دو زخم نمایان به روی من

نزدیک شد که جوش شکایت برآورم

ظرف هزار بحر ندارد سبوی من

یارب چه طالع است که هرگز خطا نشد

تیر حوادث از بدن همچو موی من

شد گردنم ز گردن قمری سیاهتر

از بس که اشک دست نهد بر گلوی من

از بی کسی به آینه گر روبرو شوم

صد حرف سخت، آینه گوید به روی من

چون صبح، چاک سینه من بخیه گیر نیست

عیسی مکن به رشته مریم رفوی من

عقلم برون نمی رود از سر به زور می

خالی نمی شود ز فلاطون کدوی من

آیینه ام ز گرد کدورت برهنه است

پیوسته صاف می گذرد آب جوی من

هر چند خاکمال مرا داد روزگار

راضی نشد به ننگ طلب آبروی من

صائب ز بس که حرف گل روی او زدم

صد عندلیب مست شد از گفتگوی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰۷گریان ز کوی او دل ما می رود برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۰۸از تن خجل ز شرم گنه رفت جان برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۰۹هر تیره دل کجا شنود بوی پیرهن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۱۰افشان خال بر رخ آن دلربا ببین
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۱۱در انتهای کار خود از ابتدا ببین
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۱۲آن چشم مست و غمزه هشیار را ببین
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۱۳ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱۴بی درد مشکل است سخن گفتن این چنین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.