پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸۷

در بیخودی گذشت زمان شباب من

شد پرده دار دولت بیدار خواب من

نگذاشت آب در جگرم عشق خانه سوز

بی اشک شد ز تندی آتش کباب من

نسبت به شور من رگ خوابی است گردباد

صحرا به گرد می رود از اضطراب من

هرگز نمی برم به خرابات دردسر

از کاسه سرست چو فیلان شراب من

درمانده نهفتن رازم که می پرد

چون نامه های روز قیامت نقاب من

آن گوهرم که کشتی طوفان رسیده است

گنجینه مقرنس گردون ز آب من

مانند سرو پای فشردم درین چمن

هر چند طوق فاختگان شد رکاب من

چون گل خمار خنده شیرین کشیده ام

از عیش تلخ شکوه ندارد گلاب من

خط ابر رحمت است گلستان حسن را

بر روی خویش تیغ مکش آفتاب من

چون ماه نو همان ز تواضع دو تا شوم

گر نه سپهر بوسه زند بر رکاب من

جمعیتی که از دل ویران به من رسید

سهل است گنج اگر طلبند از خراب من

از ناله شیشه در جگر سنگ بشکند

چون کاسه تهی لب حاضر جواب من

صائب برون نمی روم از فکر آن غزال

چین کردن کمند بود پیچ و تاب من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۸۹در کاسه سپهر کند خاک گرد من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۹۰یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹۱همچشم آبله است دل اشکبار من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۹۲دایم به یک قرار بود مشت خار من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۹۳دلدار رفت و برد دل خاکسار من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۹۴دل کی رسد به وصل تو ای سروناز من؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۹۵چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹۶موقوف انقطاع بود اتصال من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.