پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸۶

عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن

پیش کلیم دست بدر می کنی مکن

صدق عزیمت است دلیل ره طلب

تو سست عزم، عزم دگر می کنی مکن

قطع ره طلب به تأمل نمی شود

در پیش پای خویش نظر می کنی مکن

چون سیل، بی ملاحظگی خضر این ره است

این راه را به قاعده سر می کنی مکن

فکر و خیال محرم این شاهراه نیست

هر دم خیال (و) فکر دگر می کنی مکن

بی جذبه آفتاب دلیلت اگر شود

از خود سفر به نور شرر می کنی مکن

در ره شکنجه ای بتر از کفش تنگ نیست

با خوی بد هوای سفر می کنی مکن

در قلزمی که یکجهتان دم نمی زنند

هر دم زدن هوای دگر می کنی مکن

آزادگان چو سرو به یک جامه قانعند

هر روز یک لباس به بر می کنی مکن

از رشک عشق، غیرت حسن است بیشتر

در ماه و آفتاب نظر می کنی مکن

اکنون که برد بی خبری هر چه داشتیم

ما را ز حال خویش خبر می کنی مکن

پاس شکوه فقر و قناعت نگاه دار

در پیش گنج، دست به زر می کنی مکن

صائب یکی ز حلقه به گوشان زلف توست

او را نظر به چشم دگر می کنی مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۸۸بارست خنده بر دل کلفت پرست من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۸۹در کاسه سپهر کند خاک گرد من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹۰یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۹۱همچشم آبله است دل اشکبار من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۹۲دایم به یک قرار بود مشت خار من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۹۳دلدار رفت و برد دل خاکسار من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۹۴دل کی رسد به وصل تو ای سروناز من؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹۵چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.