پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۹۰

یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من

با هیچ قفل راست نیامد کلید من

در سنگ از شرار و شرر می دهم خبر

افلاک یک ستاره ندارد به دید من

با تیغ پاک کرده ام اینجا حساب خود

از خاک، روی شسته برآید شهید من

مردان هزار فوج ز همت شکسته اند

غافل مباش از سپه ناپدید من

ابر سیاه، پرده سیلاب فتنه است

ایمن مشو ز آفت چشم سفید من

این آن غزل که گفت مسیحای زنده دل

کاین خلق نیست در خور گفت و شنید من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۹۲دایم به یک قرار بود مشت خار من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۹۳دلدار رفت و برد دل خاکسار من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹۴دل کی رسد به وصل تو ای سروناز من؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۹۵چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۹۶موقوف انقطاع بود اتصال من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۹۷دل می برد ز قند مکرر کلام من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۹۸از دستبرد ناله آتش زبان من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹۹فیض نسیم صبح بود با فغان من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.