پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۹۳

دلدار رفت و برد دل خاکسار من

یکبار شد ز دست کند و شکار من

رفتی و رفت با تو دل بی قرار من

یکبار شد تهی ز دو گوهر کنار من

می بود سهل کار دل غم کشیده ام

بودی به جای خویش اگر غمگسار من

واحسرتا که چون گل رعنا به باد رفت

در یک نفس خزان من و نوبهار من

از نیم جان من به چه تقصیر دست داشت؟

شوخی که برد صبر و شکیب و قرار من

باری مرا به داغ جدایی چو سوختی

غافل مشو ز حال دل داغدار من

صبری که بود پشت امیدم ازو به کوه

در روزگار هجر نیامد به کار من

باغ و بهار من ز جهان دامن تو بود

دیگر به دامن که نشیند غبار من؟

آیا بود به گریه شادی بدل شود

این گریه های تلخ شب انتظار من؟

صائب ترانه ای که بشوید ز دل غبار

امروز نیست جز سخن آبدار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۹۵چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۹۶موقوف انقطاع بود اتصال من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۹۷دل می برد ز قند مکرر کلام من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۹۸از دستبرد ناله آتش زبان من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۹۹فیض نسیم صبح بود با فغان من
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۰۰در روز حشر سایه کوه گناه من
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۰۱گمراه شد ز غفلت من رهنمای من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۰۲آرد به وجد سوختگان را نوای من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.