پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸۲

از زنگ کبر آینه خویش ساده کن

در زیر پا نظر کن و حج پیاده کن

چون مور مدتی کمر بندگی ببند

دیگر ز روی دست سلیمان، و ساده کن

سامان خاستن نبود شبنم مرا

ای مهر، دستگیری این اوفتاده کن

احسان آفتاب به مقدار روزن است

تا ممکن است روزن دل را گشاده کن

در قبضه تصرف چرخ زبون مباش

مردانه از سپهر مقوس کباده کن

بر توسن سبکرو همت سوار شو

خوشید را ز مرکب گردون پیاده کن

نقصان نکرده است کس از آب زندگی

نقد حیات خود همه را صرف باده کن

تا چون سبو عزیزان خراباتیان شوی

یک چند دستگیری هر اوفتاده کن

صائب هلاک ساده دلان است حسن دوست

تا ممکن است آینه خویش ساده کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۸۴غیرت کن و ز آه برافروز شمع خویش
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۸۵بیجا سخن چو طوطی شکرشکن مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۸۶عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۸۷در بیخودی گذشت زمان شباب من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۸۸بارست خنده بر دل کلفت پرست من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۸۹در کاسه سپهر کند خاک گرد من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۹۰یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹۱همچشم آبله است دل اشکبار من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.