پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۷۱

دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن

کآیینه شکسته چراغان شود ز حسن

گر تن دهد به کاوش مژگان اسیر عشق

هر رخنه ای ز دل لب خندان شود ز حسن

هر سینه ای که هست در او خارخار عشق

بی منت بهار، گلستان شود ز حسن

شورابه سرشک اسیران تلخکام

شیرین چو آب چشمه حیوان شود ز حسن

سنگ ملامتی که به خونین دلان رسد

سیرابتر ز لعل بدخشان شود ز حسن

هر آه سرد کز دل عشاق سر کشد

سرسبز همچو سرو خرامان شود ز حسن

بخت سیاه من چه عجب سبز اگر شود

جایی که آه، سنبل و ریحان شود ز حسن

صائب بهشت نقد که جویای اوست خلق

مخصوص دیده ای است که حیران شود ز حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۷۳ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۷۴از آب زندگی به شراب التفات کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۷۵چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷۶ساقی دمید صبح، علاج خمار کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۷۷مژگان خود به اشک جگرگون طراز کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷۸یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷۹عمر عزیز را به می ناب صرف کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۸۰پیش از وصال، ترک تمنای خام کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.