پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۷۰

دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن

آیینه چشم شور بود در دیار حسن

دام بود به طبع هوسناک سازگار

بیگانه پرورست هوای دیار حسن

از عرض ملک نخوت شاهان فزون شود

در دور خط زیاده شود اقتدار حسن

چون خط مشکبار، بود پیچ و تاب من

روشن ز روی آینه بی غبار حسن

از یکدگر گزیر ندارند حسن و عشق

رنگین ز داغ عشق بود لاله زار حسن

گردی است خط ز لشکر زلف سبک عنان

مژگان صفی است از سپه بی شمار حسن

چشم وفا مدار ز خوبان که می کند

در هر نگاه جامه بدل نوبهار حسن

در زیر خاک ماند نهان چون زر بخیل

هر کس نکرد خرده جان را نثار حسن

کوه از خروش سیل محابا نمی کند

فریاد عاشقان چه کند با وقار حسن؟

از صبر و عقل و هوش به خون دست خویش شست

روزی که گشت صائب بیدل شکار حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۷۲دل را به آتش نفس گرم آب کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۷۳ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۷۴از آب زندگی به شراب التفات کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷۵چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۷۶ساقی دمید صبح، علاج خمار کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷۷مژگان خود به اشک جگرگون طراز کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷۸یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷۹عمر عزیز را به می ناب صرف کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.