پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۷۴

از آب زندگی به شراب التفات کن

از طول عمر صلح به عرض حیات کن

دست و دل گشاده عنانگیر دولت است

ز احسان بنای دولت خود با ثبات کن

غافل ز تلخکامی بی حاصلان مشو

شیرین دهان بید به آب نبات کن

از زخم سنگ نیست در بسته را گزیر

روی گشاده را سپر حادثات کن

از وضع ناگوار جهان، دیده را بپوش

این خار را گل از عدم التفات کن

از عمر جاودان، اثر خیر خوشترست

با آبگینه صلح ز آب حیات کن

بیهوده نقد عمر مکن صرف کیمیا

پاینده مال فانی خود از زکات کن

بال و پر نهال امیدست نوبهار

در وقت، زینهار ادای صلات کن

در کنه ذات حق نرسد فکر دور گرد

نزدیک راه خود به خیال صفات کن

شرط وصول حق ز خلایق گسستن است

قطع امید از همه کاینات کن

تا تخته بند جسم تو از هم نریخته است

فکر سفینه ای ز برای نجات کن

تا مهره ات ز ششدر حیرت شود خلاص

صائب به بی جهت رخ خود از جهات کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۷۶ساقی دمید صبح، علاج خمار کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۷۷مژگان خود به اشک جگرگون طراز کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۷۸یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷۹عمر عزیز را به می ناب صرف کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۸۰پیش از وصال، ترک تمنای خام کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۸۱دل از گناه پاک چو دارالسلام کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۸۲از زنگ کبر آینه خویش ساده کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۸۳از خود برون نرفته هوای سفر مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.