پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۷۸

یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن

یا عاقلانه ترک در می فروش کن

چون می درین دو هفته که محبوس این خمی

سرجوش زندگانی خود صرف جوش کن

بسیار نازک است سخن های عاشقان

بگذار گوش را و سرانجام هوش کن

چون صبح در پیاله زرین آفتاب

خونابه ای که می دهد ایام نوش کن

از بی قراری تو جهان است پر خروش

این بحر را به لنگر تمکین خموش کن

زان پیشتر که خرج کند گفتگو ترا

پهلو تهی ز صحبت این خودفروش کن

از روی تلخ توست چنین مرگ ناگوار

این زهر را به جبهه واکرده نوش کن

وصل گل از ترانه شب عندلیب یافت

زنهار در کمینگه شبها خروش کن

از نافه می توان به غزال ختن رسید

جان را فدای مردم پشمینه پوش کن

ساقی صبوح کرده ز میخان می رسد

صائب وداع صبر و دل و عقل و هوش کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۸۰پیش از وصال، ترک تمنای خام کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۸۱دل از گناه پاک چو دارالسلام کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۸۲از زنگ کبر آینه خویش ساده کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۸۳از خود برون نرفته هوای سفر مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۸۴غیرت کن و ز آه برافروز شمع خویش
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۸۵بیجا سخن چو طوطی شکرشکن مکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۸۶عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۸۷در بیخودی گذشت زمان شباب من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.