پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶۷

بوی گل و نسیم صبا می توان شدن

گر بگذری ز خویش چها می توان شدن

شبنم به آفتاب رسید از فتادگی

بنگر که از کجا به کجا می توان شدن

از آسمان به تربیت دل گذشت آه

گر درد هست، زود رسا می توان شدن

از روی صدق اگر ره مقصود سرکنی

گام نخست، راهنما می توان شدن

چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی

تا همچو گوی، بی سر و پا می توان شدن

چون نور آفتاب سبکروح اگر شوی

بی چوب منع در همه جا می توان شدن

گر هست در بساط تو مغز سعادتی

قانع به استخوان پر هما می توان شدن

در دوزخی ز خوی بد خویش، غافلی

کز خلق خوش بهشت خدا می توان شدن

زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک

در فرصتی که عقده گشا می توان شدن

دوری ز دوستان سبکروح مشکل است

ورنه ز هر چه هست جدا می توان شدن

اوقات خود به فکر عصا پوچ می کنی

در وادیی که رو به قفا می توان شدن

صائب در بهشت گرفتم گشاده شد

از آستان عشق کجا می توان شدن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۶۹خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۷۰دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۷۱دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷۲دل را به آتش نفس گرم آب کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۷۳ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷۴از آب زندگی به شراب التفات کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷۵چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷۶ساقی دمید صبح، علاج خمار کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.