پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶۶

امروز رخ نشسته به خون جگر سخن

از صلب خامه آمده با چشم تر سخن

هر نقطه شاهدی است که بر صفحه وجود

هرگز نداشت جز گره دل ثمر سخن

روزی که از شکاف قلم چشم باز کرد

در خاک تیره رفت فرو تا کمر سخن

داغ ستاره سوختگی داشت بر جبین

روزی که شد ز کلک قضا جلوه گر سخن

از بس که رو به هر طرفی کرد و ره نیافت

از شرم، روی صفحه ندارد دگر سخن

تا کی الف به سینه کشد کلک بی گناه؟

دندان ز نقطه چند نهد بر جگر سخن؟

در عهد این سیاه دلان آب جوی شد

گر داشت آبرویی ازین پیشتر سخن

سیر آمدم ز قسمت ایام، تا به چند

چون خامه حاصلم بود از خشک (و) تر سخن

از چشم اهل هند، سخن آفرین ترم

عاجز نیم چو طوطی کم حرف در سخن

با شق خامه، شق قمر را چه نسبت است؟

بیرون نیامده است ز شق قمر سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۶۸پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۶۹خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۷۰دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷۱دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۷۲دل را به آتش نفس گرم آب کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷۳ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷۴از آب زندگی به شراب التفات کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷۵چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.