پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶۵

خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن

کاین صید رام می شود از وا گذاشتن

بی انتظار دامن ساحل گرفتن است

چون موج دست بر دل دریا گذاشتن

دل را ز اشک تلخ سبکبار می کند

سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتن

دیوانه ای، ز سنگ ملامت متاب روی

بازیچه نیست سلسله بر پا گذاشتن

تا هست سنگ در کف طفلان شهر و کوی

دیوانگی است روی به صحرا گذاشتن

ای عشق، خود بگوی کز انصاف دور نیست

ما را به اختیار خرد واگذاشتن؟

در عالمی که عبرت ازو موج می زند

نتوان مدار خود به تماشا گذاشتن

سرسبز باد خامه صائب که حق اوست

سر در ره سخن عوض پا گذاشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۶۷بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۶۸پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶۹خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷۰دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۷۱دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷۲دل را به آتش نفس گرم آب کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷۳ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷۴از آب زندگی به شراب التفات کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.