پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۶۱

چرخ مقوس است ترا خانه کمان

بگذر چو تیر راست ز کاشانه کمان

دست از ستم بدار که در هر گشاد تیر

شیون بلند می شود از خانه کمان

تن در مده به عجز که در قبضه جهان

گردد کباده، نرم چو شد شانه کمان

مگذر ز حرف راست که از تیر نی بود

وقت مصاف نعره شیرانه کمان

باران تیر چون نکند خانه ها خراب؟

کز روی اوست هاله مه خانه کمان

ایمن مشو ز خصم که در پشت کردن است

هنگام جنگ، حمله مردانه کمان

صائب نکرده راس دل خویش را چو تیر

زنهار پا برون منه از خانه کمان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۶۳مژگان او ز سنگ کند جوی خون روان
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۶۴چند ای دل غمین به مداران گریستن؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶۵خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۶۶امروز رخ نشسته به خون جگر سخن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۶۷بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۶۸پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۶۹خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷۰دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.