پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۵۰

هلاک جلوه برق است آشیانه من

بغل چو موج گشاید به سیل خانه من

خراب حالی ازین بیشتر نمی باشد

که جغد خانه جدا می کند ز خانه من

سیاه مستی من رنگ بست افتاده است

خمار صبح ندارد می شبانه من

ز بس گزیده ز دلگیری وطن شده ام

زبان مار بود خار آشیانه من

روانی سخن من ز هم خیالان نیست

ز موج خویش چو دریاست تازیانه من

چراغ دولت ابر بهار روشن باد!

که چون صدف ز گهر ساخت آب و دانه من

به ابر قطره دهم سیل در عوض گیرم

ز خرج، بیش چو دریا شود خزانه من

مرا ز خاک به اندک توجهی بردار

چو تیر کج مگذر راست از نشانه من

ز گریه ای که مرا در گلو گره گردد

سپهر سفله کند کم ز آب و دانه من

گرفته بود جهان را فسردگی صائب

دماغ خشک جهان تر شد از ترانه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۵۲رحیم شد دل دشمن ز ناتوانی من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۵۳کسی که می نهد از حد خود قدم بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۵۴ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۵۵لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۵۶غم حریص ز دینار می شود افزون
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۵۷ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۵۸ز بی قراری من می کند سفر بالین
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۵۹در آتش است نعل می ناب دیگران
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.