پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۵۲

رحیم شد دل دشمن ز ناتوانی من

حصار آهن من گشت شیشه جانی من

ز خار سبز به رهرو نمی رسد آسیب

ز کامرانی خصم است کامرانی من

نیارمید چو موج سراب نیم نفس

درین قلمرو وحشت سبک عنانی من

به هیچ تشنه جگر روی تلخ ننمودم

همیشه بود سبیل آب زندگانی من

به حسن عاقبت خود امیدها دارم

که صرف پیر مغان گشت نوجوانی من

که را فتاد به رویم نظر ز سنگدلان؟

که خونچکان نشد از چهره خزانی من

رسید بر لب بام زوال خورشیدم

نکرده راست نفس صبح شادمانی من

مرا شکایتی از آستین فشانان نیست

چو شمع سوخت مرا آتشین زبانی من

منم چو شبنم گل آبروی گلزارش

نمی شود نکند حسن دیده بانی من

مخور چو غنچه مرا بر دل ای چمن پیرا

که رنگ گل پرد از بال و پر فشانی من

دل شکفته نماند درین جهان صائب

اگر ز پرده برآید غم نهانی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۵۴ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۵۵لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۵۶غم حریص ز دینار می شود افزون
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۵۷ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۵۸ز بی قراری من می کند سفر بالین
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۵۹در آتش است نعل می ناب دیگران
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۶۰خون دل است باده گلفام عاشقان
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۶۱چرخ مقوس است ترا خانه کمان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.