پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۳۹

کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن

تمام روی زمین را رهین احسان کن

ز باده چهره گلرنگ را فروزان کن

ز قطره های عرق بزم را چراغان کن

به شکر این که جبین گشاده ای داری

ملایمت به خس و خار این گلستان کن

به آبروی عزیزان مگر شوی سیراب

سفال تشنه خود وقف می پرستان کن

هوای نفس چو گردید زیردست ترا

ز باد تختگه خویش چون سلیمان کن

فضای شهر مقام نفس کشیدن نیست

چو گرد باد نفس راست در بیابان کن

مدار فیض خود از ابر همچو بحر دریغ

تمام روی زمین را رهین احسان کن

شود کلید ز اعجاز عشق آخر قفل

نظر به پیرهن و چشم پیر کنعان کن

نظر به چشمه حیوان سیه مکن صائب

به آبروی، قناعت ز آب حیوان کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴۱به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۴۲به هر چه رنگ کنی می شود سفید آخر
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۴۳ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۴۴هوای جام صبوح و می شبانه مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴۵صبا برون نرود از غبار خاطر من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴۶زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴۷به تن علاقه ندارد روان ساده من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴۸اگر به سوخته جانی رسد شراره من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.