پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۳۸

ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟

درین محیط پر از خون چو نوح لنگر کن

نه ای عزیزتر از آفتاب عالمتاب

ز سنگ بالش و از خاک تیره بستر کن

به همت از سر گردون کلاه اوج ربای

سری چو شعله برون زین بلندمجمر کن

ز حرف سرد صبا روی را مکش درهم

ز کینه صاف دل خود چو آب گوهر کن

ز عمر خضر اثر خیر پایدارترست

ز آب صلح به آیینه چون سکندر کن

حدیث تلخ ز بادام اگر نمی شنوی

به بند خانه نی صبر همچو شکر کن

سزای توست حباب آستین فشانی موج

ترا که گفت سر از بحر بیکران برکن؟

مکن به عارض گل شوخ چشمی ای شبنم

حذر ز تیغ جهانسوز مهر انور کن

ز خاک دشت ختن را به نکهتی بردار

دماغ سوخته مشک را معنبر کن

زبان شعله به تشریف عشق کوتاه است

قیاس این سخن از آذر و سمندر کن

درین غزل نظر از خواجه یافتی صائب

به روح حافظ شیراز می به ساغر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴۰قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۴۱به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۴۲به هر چه رنگ کنی می شود سفید آخر
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۴۳ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴۴هوای جام صبوح و می شبانه مکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴۵صبا برون نرود از غبار خاطر من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴۶زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴۷به تن علاقه ندارد روان ساده من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.