پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴۱

به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن

بریز بار ز خود، ترک شادمانی کن

گرت هواست که در وصل آفتاب رسی

درین ریاض چو شبنم نظرچرانی کن

مگر به میوه بی خار بارور گردی

شکوفه وار به هر خار زرفشانی کن

حریف داغ عزیزان نمی شود جگرت

تلاش مرگ در ایام زندگانی کن

خمار باده به اندازه نشاط بود

به قدر حوصله درد شادمانی کن

ز خامشی دهن غنچه گلستان گردید

درین بساط سرانجام بی زبانی کن

چو جان ز جسم تو بی اختیار خواهد رفت

به اختیار چو پروانه جانفشانی کن

تو چون ز مصلحت خویش نیستی آگاه

ملایمت به بلاهای آسمانی کن

مده ز دست ترازوی عدل را صائب

به هر که با تو گرانی کند، گرانی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴۳ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۴۴هوای جام صبوح و می شبانه مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۴۵صبا برون نرود از غبار خاطر من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۴۶زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴۷به تن علاقه ندارد روان ساده من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴۸اگر به سوخته جانی رسد شراره من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴۹ز جوش نشأه به تنگ آمده است شیشه من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۵۰هلاک جلوه برق است آشیانه من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.