پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۳۳

به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن

ازین خرابه چو سیلاب رو به دریا کن

مباش کم ز نسیم سحر درین گلزار

تو هم به خوش نفسی غنچه دلی وا کن

نگشته تنگ زمان سفر، ز دانه اشک

برای راه فنا توشه ای مهیا کن

درین دو هفته که ابر بهار در گذرست

تو نیز دامن امید چون صدف وا کن

مشو چو خوشه به یک سر درین چمن قانع

بکوش و چشم و دل خویش هر دو بینا کن

حریف بحر نگردد شناوری، زنهار

نشسته دست ز جان، دست عجز بالا کن

فکنده است ترا دربدر دهان سؤال

ببند یک در و صد در به روی خود وا کن

ز سنگ خاره دم تیغ زود برگردد

به هر که با تو کند دشمنی مدارا کن

همیشه دور به کام کسی نمی گردد

به خنده حاصل خود صرف همچو مینا کن

نمی توان به پر عقل شد فلک پرواز

ز عشق، صائب بال و پری مهیا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۳۵حضور می طلبی سینه را مصفا کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳۶بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳۷دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳۸ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳۹کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴۰قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴۱به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴۲به هر چه رنگ کنی می شود سفید آخر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.